چند نفر را که درد مشترک دور هم جمعشان کرده باشد، هیچ‌وقت دست کم نگیر؛ تا آن روزی که قلب تک‌تکشان با آهنگ همان درد می‌تپد...
  :: مدیر وب سایت
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

صندوق صدقات
   
HB2 - درآمدی بر سود
سه شنبه 20 فروردین 1392 ساعت 07:38 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست حسین بوذرجمهری | ( قلم رنجه فرمایید )
بحثی شد درباره سود. یک بسیجی ،به قول خودش، چنین دفاع کرد از سود: "من کار میکنم تا به طرف مقابلم

سود برسانم و طرف مقابل کار میکند تا به من سود برساند. و این اساس نظام سرمایه داری است که درست هم هست و من به آن معتقدم." البته شخصیتش را برای خودم تحلیل کردم و دیدم کلاً آدم سودگرایی است. شما هم از حرفش این را میفهمید. لکن شخصیتش را نیاز نیست شما بدانید آنچه باید بگویم نقدی بر این نطق است. این آدم ادامه داد و گفت: "همه عالم هم بر همین منطق استوار است. سود برسانی و سود ببری. اساس عالم همین است." در خیال خودش اوج گرفته بود و داشت نظریه ارائه میداد. در ادامه نقدی بر این نطق را میخوانید...





ادامه مطلب
:: برچسب‌ها: سود ,
:: لینک های مرتبط: وبلاگ شخصی حسین بوذرجمهری ,
HB1 - نخبه یابی
دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 04:29 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست حسین بوذرجمهری | ( قلم رنجه فرمایید )
«دیدم از دوستان کسی نمی‌آغازد گفتم اوّلین متن را من شروع کنم. متنی است که در وبلاگ حقیر نیز امده و دیدم متناسب با فعالیتهای وارثین است پس اینجا بنهادمش. اگر زود اقدام کرده ام یا مناسب نیست خواهشمندم سید و سرور ما بدون رو در بایستی متن را حذف کند یا ناپدید کند یا هرچه میداند»

روزی با سید طه صحبتی داشتیم در مورد نخبه یابی. سید ما نکته‌ای گفت که بس فکرم را مشغول کرد. او که مدتها در زمینه یافتن نخبگان آینده جامعه اندیشه کرده بود گفت :«به نظر من اصلاً نخبگان را نمی‌توان یافت!» غرضش بطور دقیق این بود که نخبگان از بس غیر قابل پیش بینی هستند نمیشود نخبه بودنشان را پیش بینی کرد. مثلاً نخبگان لزوماً در نمرات درسی شان موفق نیستند. یا به قول آن سیدمان نمراتشان بالاتر از ۱۴ نمیاید! و از اینجور موارد.

​من البته همانجا به او گفتم که این قیاس صحیح نیست. زیرا خود وی که چنین حرفی زده است الّا و لابد یک نخبه در زندگی خود دیده است و تعریفی از نخبه کرده است پس این خود مثال نقضی است بر گفته خودش چرا که وی توانسته حداقل یک نخبه را بشناسد پس نخبه ها قابل شناسایی‌اند. مگر اینکه نخبه را اینگونه تعریف کنیم: «انسانهای غیرقابل شناسایی!» البته واضح است که این تعریف عاقلانه نیست و هیچ کاربردی ندارد. اما آنچه که فکر آدم را درگیر میکند این واقعیت است که آنقدر نخبه‌یابی کار دشواری است که به غیر ممکن میل پیدا میکند! البته این نتیجه‌گیری هم به تعریف ما از نخبه بر میگردد. به نظر من ویژگی مهم یک نخبه همان غیرقابل پیش بینی بودنش است. حدیثی است به این مضمون که بهشت آکنده از دیوانگان است. در شرح حدیث شنیده ام که منظور از دیوانه کسی نیست که عقل ناسالم داشته باشد بلکه کسی است که آنقدر افعالش صادقانه و خالصانه و مخلصانه است که عوام از درک و فهم چرایی آن عاجزند! این دیوانه میتواند خمینی باشد که یکهو بر میدارد حرف از «سربازانِ در گهواره» میزند و یا نخبگانی باشند مثل گالیله و نیوتن که باز مانند دیوانگان سخن میگویند. و به نظرم نخبگی را میتوان یک امر خنثی شمرد. غرب در امر نخبه یابی قابل قبول عمل میکند. و از علل موفقیت غرب هم همین است. وقتی نخبه را یافتی تنها کاری که باید بکنی این است که کارها را به دستش بسپاری!

در این باره صحنه ای را هیچوقت فراموش نمیکنم. صحنه ای است از فیلم «مردان سیاه‌پوش۱» که در آن میخواهند از جوانی (با هنرپیشگی ویل اسمیت) آزمونی بگیرند تا وی را استخدام کنند. آزمون شامل یک صحنه نبرد شبیه‌سازی شده بود که یک سری ماکت هیولا در آن وجود داشت و داوطلب میبایست در زمانی مشخّص به هیولاها تیراندازی میکرد! در این آزمونِ عملی، افراد دیگری هم بودند که در مجموع حدود ۵ یا ۶ نفری میشدند. وقتی آزمون شروع شد همه‌ی شرکت کننده ها به سرعت شروع به تیراندازی کردند؛ مانند مسابقه دو که همه میدوند یا مثل کنکور که باز، همه میدوند! امّا این جوانِ نخبه هیچ تیری شلیک نکرد. صبر کرد و همچنان که زمانش میدوید او خوب محیط را تماشا کرد و بر محیط مسلط شد. ناگاه تیری در تاریکی شلیک کرد. تیر که اصابت نمود، تمام چراغهای صحنه روشن شد. مسئولِ سازمان سنجش(!) از درب وارد صحنه شد و از نخبه‌ی داستان پرسید: «چرا به اون دختر بچه شلیک کردی؟» و نخبه گفت: «چون در این صحنه با این همه هیولای وحشتناک، فقط وجود اون دختر بچه با اون کتابای دستش عجیب بود...»





:: برچسب‌ها: نخبه یابی , مردان سیاه پوش , نخبه ,
:: لینک های مرتبط: وبلاگ شخصی حسین بوذرجمهری ,
بسم الله
دوشنبه 19 فروردین 1392 ساعت 03:21 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست سید طاها | ( بسم الله، بفرمایید! )

بسم الله.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

شروع،‌ وقتی به یک کار خوب اضافه شود، بوی خیلی خوبی می‌دهد.

وقتی به خاطر خدا، نیت می‌کنی،‌ می‌شود شروع یک کار خوب، آن‌وقت همه‌ی فضا را بوی عطر نیت تو فرامی‌گیرد.

نیت را -گفته‌اند- که از عمل هم بالاتر است. و وقتی با عمل قرین شد، ارزشی مضاعف پیدا می‌کند.

نیت کردیم دفتری مشترک باز کنیم، باشد که قصد قربت، دل‌هایمان را یکی کند برای کارهای بهتر از پیش. باشد تا رنگ هم‌دلی به در و دیوار قرارگاهمان بپاشیم و سنگر فرهنگی کوچکمان را آرام‌آرام برای خط‌شکنی‌های بزرگ تربیت کنیم.

وقتی دفترمان یکی باشد، دل‌هایمان هم بیش‌تر از هم سراغ می‌گیرد...

به آن امید که تپش قلب‌هایمان، هم‌صدا و هماهنگ،‌ با یک‌درد مشترک، با یک عشق مشترک و با امیدهای مشترک، برای آن‌کس که لیاقتش را دارد، بتپد.

باشد که روزی فدایش شویم!

آمده‌ایم این‌جا جمع‌ شویم و صدایمان را برای فریاد‌های دشمن‌شکن و نجواهای دل‌نشین و زمزمه‌های عاشقانه و هم‌همه‌های دوستانه‌مان یکی کنیم. آمده‌ایم دست عقل‌ها و دل‌هایمان را به یک‌دیگر پیوند زنیم و بال‌هایمان را برای پرواز‌های بلند بلند، با هم به آسمان بگشاییم.

خدایا، به امید تو...




 

 


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic