تبلیغات
قرارگاه مجازی گروه وارثین - زمانی دموکراسی را باور داشتم
 
چند نفر را که درد مشترک دور هم جمعشان کرده باشد، هیچ‌وقت دست کم نگیر؛ تا آن روزی که قلب تک‌تکشان با آهنگ همان درد می‌تپد...
  :: مدیر وب سایت
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

صندوق صدقات
   
زمانی دموکراسی را باور داشتم
پنجشنبه 20 فروردین 1394 ساعت 10:14 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست محمدحسن صادق زاده | ( نظرات )

زمانی دموکراسی را باور داشتم. زمانی فکر می‌کردم که بهترین نوع حکومت است، گمان می‌کردم که یک حکومت دموکراتیک بهترین تصمیمات را خواهد گرفت و بهترین وضعیت را برای شهروندانش به ارمغان خواهد آورد، گمان می‌کردم که هر مشکلی در زمین را می‌توان با دموکراسی حل کرد، گمان می‌کردم دموکراسی رضایت همه مردم را به دنبال خواهد داشت. می‌پنداشتم که دموکراسی واقعا نهایت تکامل جامعه بشری و پایان همه مشکلات انسان است.

اما اکنون دیگر به دموکراسی ایمانی ندارم، دیگر شعار هایش برایم جذابیتی ندارد و دیگر به سودمندی آن امیدی ندارم، و آنچه که نظر من را از دموکراسی برگرداند نه کتاب ها و سخنان آیت ا... مصباح یا کارل مارکس، بلکه رفتار و سخنان طرفداران دموکراسی بود، کسانی که شعاری نمی‌دادند و سخنی نمی‌گفتند مگر که در آن چندباری کلمات »مردم« و «اکثریت» را به کار ببرند. کسانی که خود را مدافعان «حق رای مردم» می‌نامیدند، اما در سال 88 زمانی که مردم کاندیدای مورد نظر آنها را انتخاب نکردند به خیابان ها ریختند تا رای مردم را »ابطال« کنند. همان کسانی که در آن سال نظام انتخاباتی را «نامشروع» خواندند اما چهار سال بعد هنگامی که همان شورای نگهبان و همان وزارت کشور کاندیدای مورد نظر آنها را پیروز انتخابات معرفی کردند، از او حمایت کردند و او را »رئیس جمهور مشروع« و »نماینده اکثریت«  نامیدند. در دوران پس از انتخاب هم پس از مشاهده مخالفت های مجلس با دولت، سیل حملات خود را علیه نهاد مجلس به راه انداختند، مجلسی که مشروعیتش را از همان جایی می‌گیرد که دولت روحانی گرفت. و پس از مدتی در میان آنها سخن از »انحلال« مجلس هم به گوش رسید و برخی حتی آرزویشان برای بازگشت »لیاخوف« را اظهار کردند.

به راستی چگونه می‌توان به اندیشه لیبرال دموکراسی اعتقاد داشت در حالی که بزرگترین دشمنان دموکراسی خود لیبرال دموکرات ها هستند؟ هر جای دنیا انتخاباتی صورت بگیرد که در آن جناح لیبرال دموکرات پیروز نشود، آن کشور ناگهان در یک »انقلاب رنگی« فرو می‌رود: سبز در ایران، نارنجی در اوکراین، سفید در روسیه و .... . تنها در اوکراین لیبرال دموکرات‌های پایتخت‌‌نشین، همفکران نارنجی جنبش سبز ایران، دو بار حکومت را از دست اکثریت شرق نشین ربودند، مساله ای که باعث سرریز شدن کاسه تحمل مردم شرق این کشور، و آغاز جنگ استقلال طلبی آنها شد. این در حالی است که در انتخابات سال 92 ایران حتی ضد دموکرات ترین اصولگرایان ادعای تقلب نکردند (در حالی که ادعای تقلب 250 هزار رای قابل قبول‌تر بود تا ده میلیون رای)، و همه آنها پیروزی در انتخابات را به حسن روحانی تبریک گفتند.

اما آنچه که تیر خلاص را به اعتقاد به دموکراسی می‌زند استدلال های این جناح در رابطه با انتخابات است. زمانی که گفتند مردم برای یک کیسه سیب زمینی به احمدی نژاد رای دادند و نظریه «داماد لرستان» را مطرح کردند؛  اگر در نظام حکومت دموکراتیک، حاکم با «یک کیسه سیب زمینی» تغییر می‌کند، اگر ملاک انتخاب حاکم «بچه فلان جا و داماد فلان جا« بودن است، باید گفت این نظام به »درد لای جرز دیوار هم نمی‌خورد«. بعد از راهپیمایی های 9 دی و 22 بهمن گفتند که همه این مردم برای ساندیس و ساندویچ آمدند، پس اگر می‌توان میلیون ها نفر از مردم را تنها با یک ساندیس 200 تومانی به خیابان کشاند تا به نفع جناحی شعار دهند، پس چگونه می‌توان پذیرفت که چنین مردمی‌ حق رای دادن داشته باشند؟

در زبان انگلیسی ضرب المثلی است که می‌گوید »صدای اعمال از صدای کلمات بلندتر است«. شعار ها و سخنرانی های جناح لیبرال دموکرات هم شاید پر از کلماتی مانند مردم، رای اکثریت و برابری انسانها باشد، اما تنها چیزی که از اعمال این گروه می‌توان فهمید این است که در دید آنها میزان نه رای ملت، بلکه نظر و خواسته خودشان است.

 




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
irariegler.jimdo.com جمعه 29 اردیبهشت 1396 12:48 ب.ظ
An impressive share! I've just forwarded this onto a co-worker who was doing a little research on this.
And he actually ordered me lunch simply because I found it for him...
lol. So let me reword this.... Thanks for the meal!! But yeah,
thanx for spending the time to talk about this subject here on your web page.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر